| |
طراح قالب :
|
|
|
|
دوست دارم من كنارت باشم و....
|
|
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 15:26  توسط k1lo
|
|
دلم بي تو خونه،دلم بي تو تنگه...
|
|
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 12:40  توسط k1lo
|
|
عشق دو حرفی
|
|
همیشه خسته از روزای برفی عشق پریشون شده ی دو حرفی
گفته بودم اگه دلت گرفته است کنج دلم جا واسه ی دلت هست
شاید دلت خواست و پاهات نیومد یا شاید هم دلت باهات نیومد
هرچی که بود بذار که گفته باشم هرجا که هست دلت منم باهاشم
عشق گذشته از پل دشت پر از گلایل گمشده ی دو حرفی خسته ی روز برفی
گفته باشم هنوزم اگه دلت گرفته است بیا که کنج قلبم جا واسه ی دلت هست
حالا که تقویم من زمستوناش زیاده تو کوچه های سردش همیشه برف و باده
باید بیای ببینم بهار خنده هاتو بیا بذار تموم شه روزای برفی باتو
رنگ غمو به شعر شادم زده دشت پر از گلایل غمزده
دلم میخواد خودت بیای ببینی نبض منو قلب تو باهم زده
عشق گذشته از پل دشت پر از گلایل گمشده ی دو حرفی خسته ی روز برفی
|
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:50  توسط k1lo
|
|
|
|
بیا ای روشن ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن
در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است...
|
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:40  توسط k1lo
|
|
یگانه...
|
|
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:52  توسط k1lo
|
|
عشق!!!
|
|
عشق یعنی مستی و دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده با چشمان تر
عشق یعنی سر به دار آویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی درجهان رسوا شدن
عشق یعنی سست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن با ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
**************
عشق یعنی...!
عشق یعنی انتظار و انتظار
عشق یعنی هرچه بینی عکس یار
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراغش سوختن
عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی لحظه های ناب ناب
عشق یعنی با پرستو پر زدن
عشق یعنی آب بر آذر زدن
**************
عشق یعنی...!
عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان
عشق یعنی معنی رنگین کمان
عشق یعنی شاعری دل سوخته
عشق یعنی آتشی افروخته
عشق یعنی با گلی گفتن سخن
عشق یعنی خون لاله بر چمن
عشق یعنی شعله بر خرمن زدن
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن
عشق یعنی یک تیمم,یک نماز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
**************
عشق یعنی...!
عشق یعنی چون محمد پا به راه
عشق یعنی همچویوسف قعر چاه
عشق یعنی بیستون کندن به دست
عشق یعنی زاهد اما بت پرست
عشق یعنی همچو من دریا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی یک شقایق غرق خون
عشق یعنی درد و محنت در درون
عشق یعنی یک تبلور یک سرود
عشق یعنی یک سلام و یک درود
|
|
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:1  توسط k1lo
|
|
سوختن و ساختن>><<عشق و داشتن
|
|
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:7  توسط k1lo
|
|
گیرم بازم بیایی...
|
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:33  توسط k1lo
|
|
اشک نقره ای(هاکان)
|
|
دو تا اشک نقره ای رو صورت برفیه تو یه علامت سوال تو حس بی حرفیه تو
دونه های زیر خاک از تو گل و یاد می گرفتند وقتی شعرام رو لبات قدرت فریاد می گرفتند
ضربان آخره قلب تو تو گوشمه بار سنگین غمت تا ابد رو دوشمه
حالا من موندم و یك خونه ی بدون کس حالا من موندم و یك قفس بی هم نفس
گونه های خیسم و دستای تو پاک می کرد وقتی چشمام سینش و واسه غمها چاک می کرد
حالا اون دستای گرم مونده زیر خاک سرد گرمه بازار چشام از حراج اشک درد
|
|
+ نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:43  توسط k1lo
|
|
گریه نکن(هاکان)
|
|
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 11:45  توسط k1lo
|
|
|